البته در سدهٴ چهاردهم ديگر بيشتر معلمان پاريس خارجي نبودند و فرانسوي بودند. همچنانكه ميان دانشگاهها تفاوت زيادي بود، ميشود انتظار داشت تمايلات ملي و بينالمللي هم از يك دانشگاه تا دانشگاه ديگر متفاوت باشد. در هر يك از آنها ((مليتها))ي مختلفي وجود داشت، ولي روابط ميان آنان كمابيش همآهنگ بود؛ گاه نيز اصلاً همآهنگ نبود (مانند پراگ) و برعكس حالتي خصمانه داشت؛ با اين همه، استثناها قاعده را منتفي نميسازد. روح مسيحيت غربي و بهويژه دانشگاهها، در وهلهٴ اول گرايش به مليگرايي نداشت، ولي در اثناي سدهٴ چهاردهم نشانههايي از روح ملي و تمايلات فرقهاي در اينجا و آنجا در حال رشد بود. در اين زمينه، مانند بسياري موارد ديگر، بهترين آرمانهاي سدههاي ميانهرو به افول داشت.
4. كتاب عبارات. تقريباً هر معلمي تفسير كامل يا ناقصي بر كتاب عبارات پطروس لومباردي (دوازدهم - 2) نوشت. از اين تفسيرها نسخههايي خطي در دست است كه ممكن است تنها يادداشتهاي دانشجويان باشد يا متني كه شارحي تحرير كرده، يا تلخيصي كه بعدها صورت گرفته است. چرا چنين نسخههايي تا اين حد زياد است؟ تنها به اين دليل كه آموزش الاهيات در هر دانشگاهي در اصل مبتني بر دو كتاب بود،
كتاب مقدس و كتاب عبارات (اين نمونهٴ روشنگر ديگري است براي جهانيگري سدههاي ميانه). البته كتابهاي جنبي هم وجود داشت، از جمله تاريخ مدرسي تأليف پيير پرخوار (دوازدهم - 2)، ولي مهمترين مادهٴ درسي دانشجو در جريان پانزده يا شانزده سال تحصيل الاهيات،
كتاب مقدس و عبارات بود و برخي برآناند كه دانشجويان براي دومي وقت بيشتري صرف ميكردند، تا اولي!
در پاريس، دريافت ديپلم عالي الاهيات مستلزم سه مرحله بود: 1) تدريس كتاب مقدس؛ 2) تدريس
عبارات براي مدت نه ماه؛ 3) دريافت ديپلم نهايي رسمي. از آنجا كه هر فارغالتحصيلي ناچار بود مقداري سخنراني درسي در مورد كتاب عبارات داشته باشد و گروه كوچك يا بزرگي از دانشجويان بر سر اين درسها حاضر ميشدند، طبيعي است كه هر كتابخانهٴ قديمي تعداد زيادي شرح، تفسير و تحرير از كتاب عبارات داشت.
باز هم عجيب نيست كه قريب يك قرن بعد از اين كار، كتاب عبارات در نظر متكلمان قدر و منزلتي در رديف انجيل يافت.1 عالم برجستهاي همچون آلبرت كبير، هنگام بحث از ميزان